محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
812
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و « علّامه » « 1 » گفته : و مىتوان گفت كه از آن چه مقرّر نموده شد ، ظاهر مىگردد فساد قول شارح - يعنى قُرَشى - كه در جواب گفته ؛ [ زيرا ] كه اگر اراده نموده است به قول خود [ در جواب ] ، هر جسم صاحب كيفيت [ را ] كه چون زياده گردد مقدار آن تقويت مىيابد كيفيت آن به آن كه سورَت و حدّت آن كيفيت تقويت و اشتداد يابد ، قبول نداريم اين را ؛ به جهت آن كه چون قدرى آب نيمگرم ديگر مثلًا اضافى اضعاف آن از آب نيم گرم ديگر كه مساوى درجه كيفيت آن باشد نمايند ، اشتداد نخواهد يافت سورت آن و تقويت نخواهد يافت گرمى آن و انكار اين امرِ بديهى محسوس ، مكابره است . آرى ! اين قدر هست كه زياده خواهد گرديد مقدار كيفيت سورت آن به حسب مقدار محلّ آن ؛ مانند سواد در جسم اسود عظيم كه اكثر است از سواد در جسم صغير كه اصغر است به حسب مقدار نه به حسب اشتداد كيفيت سواد . و امّا محرور و امثال آن ، داخل كسانىاند كه مراد ، انتقال مزاج ايشان است از حالت غير افضل به سوى حالت افضل . و امّا شيخ و صَبِى ، تدبير آن هر دو ، داخل تدبير ابدان ضعيفه است كه صحت آن نباشد در غايت . و امّا شابى كه باشد در كمال صحّت ، پس تدبير آن اين است كه وارد آن نموده شود چيزى كه موافق آن باشد در كيفيت مزاج صحّى لايق به آن در درجه ؛ به جهت آن كه چون وارد آن نموده شود چيزى كه مخالف آن باشد در مزاج ، هرآينه خارج خواهد نمود آن را از مزاج لايق آن در درجه يا به سوى طرف افراط و يا تفريط . انتهى كلامه . مىگوييم : فساد اين قولِ [ علامه ] ، از چند وجه است : اوّل : آن كه اگر اراده نموده است به قول خود كه « كلّ جسم تا آخر » ، تسليم آن بر سبيل اطلاق غَباوَت و بَلادَت است به جهت آن كه هر جسمى كه غالب آيد بر آن كيفيتى از كيفيات ، استعداد مىيابد براى اشتداد آن كيفيت در آن نزد ملاقات چيزى كه در آن كيفيت است ؛ به جهت آن كه هر مادّه كه استيلا يابد بر آن كيفيتى ، مىگرداند آن را مستعدّ براى صورتى كه موجب كيفيت حرارت باشد مثلًا و زائل مىگرداند از آن استعداد
--> ( 1 ) . علامه قطب الدين شيرازى ، تحفهء سعديه ، خطى ، كتابخانهء آيت الله گلپايگانى ، الفصل السابع فى تدبير المأكول .